عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

5

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

آن گفتن درمانديد ، و عاجز گشتيد . و گفته‌اند - « الف » از احديّت است ، و « لام » از لطف ، و « ميم » از ملك . معنى آنست كه : « الاحد اللّطيف الملك . قوله : اللَّه لا إله الّا هو » . « اللَّه » بعضى از مفسّران در معنى - اللَّه - و در اشتقاق آن گفتند : « هو الّذي يحقّ له العبادة ، و الّذي يؤل الاشياء اليه » « اللَّه » آن خداونديست كه عبادت كردن و گردن نهادن وى را سزاست ، و بازگشت هر چيز و هر كار اعلم اوست و با حكم او . و گفته‌اند كه اللَّه - الف - اشارتست بآلاء خدا ، و - لام - اشارتست به لطف خدا و - لام - ديگر به لقاء خدا و - ها - تنبيه است . ميگويد كه بيدار باشيد و بدانيد كه هر كه بديدار اللَّه رسيد هم بنعمت و لطف اللَّه رسيد اگر نه لطف او بودى بنده بلقاء او نرسيدى . معتقد اهل سنت برين قاعده بنا نهادند : تا گفتند - خدا را هم به خدا شناسيم ، يعنى كه تا رب العزّة خود را با دل بنده تعريف نكند ، و شواهد صفات قديم در دلِ وى ثبت نكند ، بنده به معرفت او راه نبرد ، اينست كه مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت : « و اللَّه لو لا اللَّه ما اهتدينا و لا تصدّقنا و لا صلّينا » و مصداق اين خبر از قرآن مجيد آنست كه گفت حكايت از اهل بهشت : وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ . آن گه تنزيه و تقديس خود را گفت : لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، و بجواب آن كافران كه مىگفتند : جملة الاشياء سه چيزست عابدى كه نه معبود بود يعنى - بنده ، و معبودى كه نه عابد بود يعنى - خداى عزّ و جلّ ، و معبودى عابد يعنى - عيسى . ربّ العالمين بيان كرد كه مستحقّ عبادت بر اطلاق جز اللّه نيست آن خداوندى كه جز او معبود نيست لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . آنكه تأكيد را گفت : الْحَيُّ الْقَيُّومُ زندهء پاينده ، كه بر وى مرگ روانه ، و فنا بوى راه نه ، و زندگى همه زندگان بدست وى و بقدرة اوست ، و القيوم - هو القائم بحفظ كلّ شيء و المعطى له ما به قوامه . همانست كه جاى ديگر گفت :